ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1390
پرداخت کنید دریافت کنید

برای رسیدن به آرزوها باید شجاع بود

برای اعتقادات باید احترامی فراتر از هرچیز قائل بود

برای رسیدن به آرزوهای اعتقادی باید هزینه داد و نه آن هم کم

مگر کسی بزرگتر و قدرتمند تر از خدا هم هست؟ که نتوانیم به خاطر او بگذریم از چیزهایی با ارزش خیلی کمتر؟

هرچیزی قیمتی داره، وقتی پرداخت نکنی بهشون نخواهی رسید... منطق محض، منطق بی احساس


پ ن: 2.22.19.32.18.1>2.23.2>6.12.16.2>6.22.17.33.27.44.33.1 به همین خاطر

چهارشنبه 10 اسفند ماه سال 1390
یک اخلاق غیر اسلامی از بچه های حزب الهی

کارگروهی

یک کار گروهی ارزشی

یک کار گروهی ارزشی با افراد مذهبی


اولین صحبت ها  وکنایه ها به دوستان بالادستی تر، در مورد منافع، چرا باید منه بچه مسلمون حزب اللهی در یک کاری گروهی مذهبی و ارزشی اولین چیزی که میبینم منفعتی باشه که به من میرسه و به دیگری میرسه؟ اینکه چرا من اینقدر زحمت بکشم و ظاهرا فلانی سودشو بکنه؟ دست مزد فلانی چقدره و من چقدر؟


هیچ موقه تا الان در کارهای گروهی مذهبی که درآمد هم در اون بوده، نگران دستمزد خودم نبودم، مقایسه نکردم چرا فلانی اینقدر و من اینقدر؟ و همواره دقت کردم و سعی کردم عادل باشم که فلانی چه زحمتی میکشه و چه تخصصی داره و چه سختی هایی ...


برام خیلی عجیبه، برام اصلا قابل استدلال نیست، چرا مای بچه حزب اللهی ها اینقدر وقتی بحث مالی در کارها و منافع پیش میاد، خودمون و دوستی و اعتقادات و مسلک مون رو فراموش میکنم، مگه منو و تو برادر نیستیم؟ مگر پیشرفت این کار مذهبی باعث رضایت خدا نمیشه و به نفع همه مون نیست، مگر غیر از اینه که برادر خیر برادرش رو میخواد و منغعت رسیدن به یک نفر برای همه ست و موفقیت کار به نفع هرنفر.


بچه مسلمون بودن، بچه حزب اللهی بودن ، واقعا سخته، دوتا اسم نیستند، دوتا وزنه سنگین هستند که نمیشه به راحتی همراه خودمون یدک بکشیم؛ مسلمون بودن و حزب الهی بودن...


جدا که سخته...

دوشنبه 24 بهمن ماه سال 1390
لعنت بر بنیانگذار کجی و پیروان او تا ثریا!

در زیارت عاشورا می خوانیم...

اللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ


و ما اعتقاد داریم به معاد، چرا که این دنیا ظرفیت عدالت مطلق را ندارد، و معتقدیم که تا قیامت پرونده افراد باز می ماند، نتیجه های دنباله دار کارهایشان را حتی بعد از مرگ بصورت خیرات و شر دریافت یکنند، حتی از این سو است که خیرات می کنیم برای رفتگان، دعای خیر میکنیم و یا دشمنی را لعن میکنیم.


و چه بد ظلمی است بنیانگذاری کردن ظلم و خیانتی، به یک معصوم، یک مذهب، یک قوم، و به یک گروه اندک که شاید در اقلیا هستند.


دامنه این موضوع آن قدر گسترده است، که دامان همه را میگیرد، مگر اینکه در بیابانی تنها زندگی کنی! مثالی است که این وبلاگ اصلا بخاطر آن ایجاد شد و چه این وبلاگ باشد یا نباشد آن ادامه دارد، بنیانگذاری آجرهایی کج که زندگی بسیاری از جوانان ها، دختر ها و پسرها را تحت تاثیر مستقیم قرار داده است و همچنان ادامه خواهد داشت، تا روزی که خدا میداند!


از شهید چمران می پرسند که تعهد برای کار در نظام اسلامی مهم تر است و یا تخصص. ایشان جواب می دهد که البته تعهد مهمتر است. اما اگر کسی تخصص انجام شغلی را نداشته باشد و آن را بپذیرد، تعهد هم ندارد.


و وقتی تعهد و تخصص نباشد، این چاه ظلمانی تر می شود، سیستم آموزشی که وقتی تو مدیرش باشی ولی کار تخصصی نشود، نیروها هم همان حداقل را ایده آل بیاموزند، وقتی هم نباشی و فرد بهتری نباشد، ( تخصص و در نتیجه تعهد را نداشته باشد) مطمئنا این دیوار تا ثریا کج خواهد رفت، آجرهایی رو سر بنده های بی گناهی میخورد و میمیرند به اقسام مختلفی چون مادی، روحی ، معنوی و .... و شاید روزی که می تواند آخرت باشد روی سر آن بی تخصص هایی که اول ظلم کردند و درست بنیان نگذاشتند، و آنان که در ادامه کار آنها را به همان شکل اشتباه پایدار نگهداشتند، می ریزد.


اساتیدی که تنها و به سختی از حداقل امکانات سیستم استفاده میکنند، انگیزش ندارند و فضا هم که ماشالله خشکه خشکه از انگیزه، برنامه ای که آنقدری که باید مرتبط نیست، زیر ساختی که نیست، پشتیبانی علمی آموزشی فنی ای که در روزمرگی آن آجرهای کج کیفیت و تعهد خود را رنگ باخته، مدیریت و پیشرفتی که نیست ... همه نامشان حق الناس است.


نمی دانم ، اما سخت دوست دارم بدانم، در آخرت این همه حق الناسی که شاید روح شان هم خبر نداشته باشد، بگویی هم قبول نکنند را چطور می خواهد خدا حساب کند، چطور حساب خواهد شد این همه سختی و مشقت ...


همین بس که خدای ما عادل مطلق است و به فرموده اش در کتاب مقدس، به هیچ کسی ظلم نخواهد شد در آن حساب کتاب...

پنجشنبه 20 مرداد ماه سال 1390
تقوا مثل ذغال گداخته

چقدر این روزها یاد این حدیث معصوم میوفتم که نگهداشتن دین و ایمان در آخرالزمان مثل نگهداشتن ذغال گداخته در کف دست است.


مرزها باریک شده اند، کم رنگ شده اند، ارتباطات گسترده، چیزی نزدیک به نامحدود، بدون مرز، بدون محدودیت زمانی و مکانی ...


همه اینها باعث می شوند گاهی ما نیز در میان خط های قرمز شرع خود، به بهانه عرف کوتاه بیاییم... وای بر ما در آن زمان، اگر لطف خدا و یه سیلی و تلنگر فطرتمون اون موقه نباشه، بدا به حالمون ...


فکر نمی کردم، اینقدر رعایت تقوا سخت باشه، اینکه شاید اون ناز و لحن صدایی که اون خانم داره دست خودش نباشه، یا هنوز نیاموخته باشه و یا بخاطر ساختار وجودیش باشه یا ... یا ... یا


یاید اینکه اینقدر حواست به خودت باشه که اگر دیدی جدا از روال کاری و درسی و فامیلی که حدودش رو شرع مشخص کرده، دوست داری با کسی بیشتر صحبت کنی و بگی و بخندی و یا کارها رو به کمک ایشون انجام بدی، دست نگهداری و ببینی علت ش واقعا چیه...


باید اینقدر نسبت به خودمون و جنس مخالف معرفت و شناخت داشته باشیم (+) و عادلانه بتونیم رفتار و برخورد خودمون رو نقد کنیم، که اگر به قیمت هرچقدر لذت و هرچقدر موفقیت مرزهای شرع رو داشتیم رد می کردیم، قدم به عقب برداریم و برگردیم از اون راه.


خداوند تبارک و تعالی در قران می فرماید: قطعا شیطان گناهان و شهوات رو در نظر شما زیبا جلوه می دهد ...

چقدر خوبه دقت کنیم هرچیز در ظاهر زیبا، فطرتا زیبا نیست ....

دوشنبه 3 مرداد ماه سال 1390
سرخوردگی تکنولوژی وار
چقدر دردناکه که مرورگر Opera بهت بگه چقدر سرعت اینترنتت پایینه، می خوای کمکت کنم؟ 
چهارشنبه 4 اسفند ماه سال 1389
خدمت به نظام در انتهای نامه انتساب در مقامات دانشگاهی

انتهای نامه های انتساب به مسئولیت های دانشگاهی گویند:


امید است اینجانب ... در ظل توجهات ولی عصر (عج) و با همکاری سایر مسئولین ذیربط در جهت پیشبرد اهداف متعالی دانشگاه و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران موفق و موید باشید.


پ ن: امیدوارم دریافت کننده نامه ها مسئولیت سنگین اخروی که بر دوش دارند رو درک کنند. خدمت به نظام ش بخوره توی شیشه ماشین دشمن شون!

جمعه 3 دی ماه سال 1389
در محضر خدا
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
شنبه 24 مهر ماه سال 1389
تاثیر نان حلال و شخصیت همسر در تربیت اسلامی

سلام


پیرو پست قبلی که مطرح کردن مشاهدات مستندم در جامعه کوچک فامیلی بود، تحیلی و بررسی ای به نظرم اومد که می نویسم.


وقتی انسان در جامعه اطراف خود چنین مشاهداتی دارد، با کمی دقت نظر به راحتی نقش نان حلال ( به نظرم نونی که با نیت قربتا الی الله کسب نشه اندازه خردلی فاصله داره با رضایت خدا حداقلا ) رو در تربیت فرزندان مشاهده می کنه. اینکه اون نون با ذکر و شکر خداوند در دهان اون فرزند گذاشته میشه و یا با ناشکری و معصیت خداوند.


در آیات و روایات هم صراحتا داریم که، نان حلال در تربیت فرزندان خیلی تاثیرگذار هست و مطمئنا نیت رضایت خداوند در کسب روزی هم، باعث برکت و تاثیرات خیلی خوب در اون خواهد شد.


در کنار رزق و روزی حلال، موضوع همسر مومن و صالح نیز هست، که در تربیت فرزندان از همان بسته شدن نتفه تاثیر گذار هست و بر همین اساس است در روایات داریم با کسی ازدواج کنید که مومن باشد و اصالت خانوادگی داشته باشد، شجاع باشد و ....

نقش این قضیه زمانی بیشتر مشخص می شود که در تاریخ معاصر می خوانید که یکی از بزرگ ترین علمای اسلام و ایران یکی از دلایل بزرگ نائل شدن به این مقام خود را این دانسته که مادرش یک بار هم بی وضو به او شیر نداده است ...


در راستای همین سخنان مشخص است که مشخصا مادر که فرد اصلی در تربیت و رشد و تعالی فرزندان است، لازم است خود از نظر معنوی و معرفتی در جایگاه بسیار خوبی قرار بگیرد و با شناخت خداوند و دین حقیقی خداوند، آن را با تمام وجود خویش به وجود خالص و فطرت پاک کودکا منتقل کند و آنها نیز بخاطر پاکی و زالال بودن خویش، به راحتی آن را خواهند پذیرفت.


انشاءالله من و شما، ما پدرمادرها با کمک یکدیگر، با آوردن نان حلال و تربیت فرزندان به شیوه اسلام وشیعه حقیقی باعث رضایت خداوند و شادی امام زمان خویش (عج) و خوش در دنیا و آخرت شویم.

شنبه 24 مهر ماه سال 1389
تاثیر محیط در تربیت اسلامی

سلام.


این روزها، تو فامیلی خیلی بچه کوچولو به خصوص دختر هست. دخترها بسیار حساس و تاثیر پذیر هستند، حتی در سن بزرگسالی، سر این موضوع خیلی در تربیت و اثر پذیری آنها دقت می کنم. چیزهای جالبی دستگیرم میشه.


توی فامیل دو دسته داریم، یه دسته قلیل که فارسی1 تماشا کن هستند و دختر زیاد دارند، و یه دست مذهبی که زندگی شون رو پر پایه اعتقادات سعی می کنند بچرخوننند.


تفاوت دخترهاشون از زمین تا آسمون، یک طرف دختر بزرگ شون سعی می کنه به بهانه مریضی روزه رو دور بزنه، حجاب شون در حداقلی هم به سر نمی بره و اون یکی ها هم که تازه به سن انجام عبادات رسیده اند، با چه وضع هایی جلو بقیه بالا پایین می پرند و بعد نماز میخونند .... بالاخره اعتقادات می لرزه و وقتی هم با پدر مادرشون صحبت می کنی به جایی که کم میارند میرسند بحث رو می پیچونند.

* حالا تاثیر محیط رو در اینجا توصیف کنم براتون، که دیدن همه سریال های فارسی1 و یا دیگر شبکه ها بر این دخترها که هنوز شاکلکه شخصیتی شون شکل نگرفته انجام میگیره و توی خودشون با اون سن کم شون چه کارها که ازشون نمی بینی .... خوب حدیث مجمل بخوان از این ....


اون طرف که دختراش بیشتره، خانواده ها حداقل اعتقادات مذهبی رو دارند و یکی شون که تعداد دختراش هم کم نیست، سعی میکنه خیلی خوب اعتقادات رو به بچه هاش یاد بده. دخترهاش با سن کم، حتی یکی 6 ساله چنان حیا و عفتی داره که از بوسیده شدن توسط نامحرم چنان با جیغ در میره که آدم شرم میکنه، حجاب شون در نوع خودش عالی و چه دخترهای ماهی که الهی خدا نگهشون داره و مادر سربازان امام زمان باشند انشائالله...

* حالا تاثیر گذاری محیط رو خدمت تون عرض کنم که دختر یکی از همین برادر خواهرا، بخاطر سن کم ش خیلی جینگیلی مینگلی خدمت همه بود، اما کم کم با قرار گرفتن توی محیط این هفت هشت دختر که مسائلی رو رعایت می کنند، الان اون هم خودش، با اون سن کمش، سعی میکنه حجاب ش رو رعایت کنه و اخلاق و رفتارش مثل اونا باشه ....


به راحتی میشه دید چقدر، چقدر زیاد محیط توی رشد معرفتی و اعتقادتی فرزندان مون تاثیر گذار هستند.

احساس می کنم در قبال این موضوع مسئولیت سنگینی بر دوش داریم که لازمه در زندگی آینده خیلی دقیق روی اون توجه داشته باشیم، چراکه فرزندان می تونند ماباقیات الصالحات انسان باشند و سبب خیر دنیا و اخرت شوند و یا ....


انشاءالله خدا در این راه کمکمون کنه.

سه شنبه 30 شهریور ماه سال 1389
خیانت در امانت، ظلم، دروغ و فتنه همه یکجا در دانشگاه

سلام!


سال اول که اومدیم دانشگاه سال 86 ورودی های قبلی همه شاغل بودند و آزاد آموزش الکترونیکی ثبت نام کرده بودند که هیچی نمیخواستند جز مدرک خواجه نصیر!!


ما امکانات مون حدش رو به صفر می شد هیچی! سیستم کلاس آنلاین داغون، محتوی هیچی، پاسخ گویی استادها صفر، مدیر گروه ، کلاس ها داغون و کلی مشکل آموزش و اداری که خدا از همشون اگاهه و بنده ها ...


رفتیم صحبت 

چه نامه ها که با چقدر!!! امضا ندادیم

چقدر جلسه حضوری خدمت معاونت آموزش، رئیس قسمت، رئیس دانشگاه و حراست و قسمت های مختلف که ندادیم!!

چه تلاش هایی که خودمون برای رفع مشکلاتمون نکردیم 

وچه پشنهادهایی که برای کمک صددرصد رایگان و بدون ادعا ندادیم 

و ...

و ... 

و ...


نتیجه ها

چه نامه ها و جلسه هایی که اصلا قبول نکردند و پاسخ ندادند

چه پاسخ های بدون منطق و تخصصی که نشنیدیم 

چه قول های مکتوب و شفاهی که عمل نشده دادند 

چه زیر آب هایی که تکان خور و چه تعهداتی داده نشد 

البته کمی سیستم بهتر شد تا سال 87 ... که قبل ورودی جدیدها سیستم امیدوار کننده شده بود که میخواد بهتر بشه و کمی محتوی امد و بعضا مدیران گروهی ...

البته کلاس انلاین پر می شدند


سال 87 هم بعد هم سراشیبی رو گرفت و حالا نرو کی برو

محتوی ها استاندارد سازی و حتی دیگر ویرایش اولیه نشد

کلاس آنلاین ها پر، سیستم جدید کلاس آنلاین که با تلاش و انتقاد سازنده ما به روز شده بود آبدیت نشد و مشکلات سیو کلاس ...

تداخل وحشتناک کلاس های حضوری و پایین بودن کیفیت برخی تا حد ....

اصلا عوض کردن سیستم کلاس آنلاین و مشکلات ابندایی سیو شدن اون ها

نبودن محتوی برای برخی دروس و خوندن هیچی بهمراه کلاس های سیو شده ترم قبل که ناقصی کم نداشت ...

مشکلات ارائه واحد و موثر نبودن خیلی  مدیران  گروه یا به سنگ خوردن تلاش هایشان و دلسرد شدن و حتی بعدها کنار رفتن ....


سال 88 بود که 300 و خورده ای اومدند، گفته شد حق هیچ ندارید، اجازه کتابخانه ندارید، وضع اینگونه و آنگونه است، به شکل های مختلف، برخورد های شدید، سلام کردن در سایت دانشجویی و ایمیل و آدرس وبلاگ دادن بدون هیچ گونه آموزش و توجیه قبلی ای روی گل برادرانی را دیدن و ....

کلاس ها همان، وضع تداحل کلاس های حضوری و همه پرس شدن در آخر ترم همان و همان و رفتن و کنار کشیدن عملی مدیران گروه و تنها ماندن دانشجویانی که آیندگان کشور هستند.


و برآیند این سه سال رفتن بیش از هفتاد درصد دانشجویان که بیش از 600 نفر می شوند، هزینه ای بیش از یکی دو ملیون دادن، دو سه سال عمر خرج کردن، و آخر برای دختران افسردگی و گاها شکست تحصیلی و ترک تحصیل، برای پسران سربازی و مشکلات بسیار زیاد آن که قسمت خورد شدن شخصیت و قدرت علمی اجتماعی آنهاست ... 


و چه شد؟ 

هیچ دیدند و چشم فروبستند

نگذاشتند ببینند و به به و چه چه کردند 

مقصر محض شد دانشجو و نشدن کارهایی که شدنش ذره ای تخصص و دلسوزی و وجدان میخواهد.

اگر در این بیابان کم اب و علف کسی عقل خویش در گلدان خود آباد کرده است، با تلاش بسیار زیاد خود و دلسوزی استاتید خوب و دلسوزی بوده است که در این وضعیت سیستم برای بچه ها نهایت تلاش خودشون رو کردند.


و سالی سال 89 شروع و تکرار همان داستان های قبلی به انضمام یک سفره ی جدید برای ...


آیا خداوند در قرآن نگفت به آنچه در پنهان و آشکار میکنید آگاهم؟

آیا در قرآن خیانت در امانت جرم محسوب نشده است؟ پایندی به عهد وپیمان با خداوند و مردم؟

آیا خداوند و اولیاء خداوند نگفتند که حق الله بخشیده میشود ولی حق الناس نه؟ 

آیا استفاده از بیت المال برای آنکه حق ش است دستور متن قرآن نیست؟ آیا وظیفه مسئول آن نیست؟

آیا به آن روز قیامتی که حساب کتاب می شود و وعده خداوند است ایمان و اعتقادی هست؟ 


اگر هست نمود بیرونی آن کو....

اگر اینها هستند چرا وضع بنده های خداوند این گونه است ....


پ ن: خدا عالم و شاهدست و برای تک تک حرف هایی که زدم در دادگاه عدل الهی پاسخگو خواهم بود.

 

پ ن*: شاید متن خالی از احساس نباشد اما دور از تعقل و واقعیت نیست.


پ ن**: این متن برای شخص خاصی نیست اما رو نوشت برای همه مسئولین حتی تا وزرات علوم دارد.


پ ن***: اگر وقت و عدل داده شود برای همه موارد مدرک و مصداق وجود دارد و یا داشته است! در محکمه عدل خداوند هم که عین آنها و واقعیت را می توان دید.






   1      2      3      4      5      >>