جمعه 29 آبان‌ماه سال 1388
محدودیتی که زن را نامحدود می کند

سلام


مدت هاست که مباحث اجتماعی و انسانی و روانشناسی احکام دین مون اسلام، فکر می کنم، بحث و گفت و گو می کنم و به رفتارهای افراد خیلی توجه می کنم

یکی از اون مسئله ها که برای خودم هم خیلی مهمه و دوست دارم بحث و مطالعه کردنش، حجاب است، نه تنها حجاب، بلکه اون حجاب کاملی و عمیقی که از درون و فطرت فرد شروع میشه و تا ظاهر میرسه و نمود پیدا میکنه.


بخاطر فعالیت های به نسبت زیادی که با بچه های دانشگاه داریم کم و بیش، با همکلاسی های خانم هم برخوردهای زیادی داشته ام و باهاشون کار کردم.

توی این مدت و زیادتر اخیرا، با کنار هم گذاشتن مطالعاتم، صحبت هام و دیده هام به نکات جالبی رسیدم که به خوبی دیگه برام ثابت شده در عمل،  و اینجا به یه سریش اشاره می کنم.


این متن رو هم بعنوان دیده ها و بینش خودم که تجربه اش کردم می نویسم و هیچ قضاوتی نمی کنم چون خودم رو در چنین جایگاهی نمی بینم.


مقدمه: یک سری از افراد حجاب و چادر رو یک محدودیت برای خانم ها می دونند و میگن که در کارها و روابط اجتماعی و زندگی شخصی خانم ها باعث محدودیت می شه. حتی گاها حجاب رفتاری رو هم برای خانم ها محدودیت می دونند و میگن مگر آنها حق ندارند که با هرکسی هرجوری میخوان صحبت و رفتار کنند؟ و از این گونه صحبت ها .


تا به امروز در عمل دیده م که افراد همون طوری با شما برخورد می کنند که هستند، به همون به شما اعتماد یا شک دارند که به خودشون شک دارند، و اون طوری روی شما قضاوت می کنند که خودشون هستند.  این هم خوبه هم بد!

توی رابطه هایی که در چهارچوب بی نهایت آزاد و البته کاملا مشخص داشتم، دیدم که خانم ها در مورد رفتار و صحبت های شما اون طوری برداشت می کنند که خودشون هنگام گفتن و انجامش ممکنه اون نظر و منظور رو داشته باشند!!


در این میان بهترین برخورد ها و برداشت ها و رفتار ها رو از خانم هایی دیدم که به خوبی حجاب باطن و ظاهرشون رو رعایت کرده بودند، یعنی بدین گونه که در صحبت ها و رابطه ها کاملا روی حرف و سخن هاشون کنترل دارند و همیشه خیر و نیک ترین منظورها رو دارند و به همین دلیل هم هست احتمالا که از صحبت ها و رفتارهای یه آقا سعی می کنند برداشت های خوبی داشته باشند و قضاوت نکنند.


جالب اینجاست که بانوانی که حجاب ( هردونوع ش ) رو رعایت می کنند در فعالیت های فوق برنامه ی درسی و غیره درسی خیلی راحت تر و خیلی موفق تر از خانم های دیگه شرکت می کنند و حضور موفقی دارند.

به راحتی برقراری ارتباط می کنند، کمک می کنند، کمک می گیرند و به اهداف شخصی و عمومی شون می رسند و بسیار کمتر سوء تفاهمی براشون پیش میاد.

چرا که به خوبی مرزهاشون رو مشخص کردند و روشن است و به دلیل پشتوانه ای که دارند - ایمان به خودشون - تا لب مرز میان و سالم هم بر میگردند.


اما از طرفی خانم هایی که کمتر در نگهداری حجاب هاشون کوشا هستند ( حتی از روی غفلت و ناآگاهی و عادت و ... ) یا بخاطر اعتقاد داشتن به آزادی ها - گاها نامحدود و بدوون چهار چوب - ، بیشتر در ارتباطات عمومی شون دچار مشکل می شوند و قضاوت نادرست می کنند و حتی روی آنها قضاوت نا درست میشه!!

شایدم بخاطر احساس کم بود یه نوع بزرگی است که سعی می کنند یه سری سپرهای دفاعی برای خودشون داشته باشند و اینجاست که باعث میشه که یه جورایی کمتر در روابط عمومی شون با اقایان موفق باشند و با مشکلاتی روبرو شوند یا حتی ناخوداگاه گاها برای دیگران مشکلی یا ناراحتی ای ایجاد می کنند.

این ناراحتی ها ممکنه بخاطر عدم اعتماد به دیگران - بخاطر عدم اعتماد به نفس - و یا نوعی شک به آنها - بخاطر شک به خود-  ایجاد شود، چرا که مرزهای اخلاقی و ظاهری قوی ای ندارند و همیشه ترس از این دارند که شاید کسی از آنها عبور کند و به حریم خصوصی شان وارد شود.

این نوع احساس که ایجاد میشه هم باعث میشه که عجولانه و به اشتباه در مورد دیگران قضاوت و برداشت کنند.


شاید بشه به ظاهر این ضرب المثل اشاره کرد، کافرهمه را به کیش خویش پندار!


خلاصه اینکه تا اینجا که من دیدم این محدودیت حجاب در رفتار و ظاهر خانم ها، با اینکه شاید ظاهرا محدودیت ها و زحمت هایی رو براشون داشته، اما رشد و بالندگی خاص و قشنگی رو به این افرار داده که خیلی بهتر ازدیگران می توانند روابط و افکار خودشون رو مدیریت کنند و این بیشتر به خودشون و اطرافیان شون کمک می کنه و باعث میشه در یک محیط خیلی پاک و با صفا و قشنگ و صمیمی بتوانند با آقایان زندگی کنند و هر دو به راحتی به اهداف خیرشان برسند.


انشاءالله شناخت نسبت که حقیقت حجاب های چندگانه در ما مردان و خانم ها ایجاد بشه، تا همگی بتونیم توی یه محیط پاک و با صفا و صمیمی، به زندگی اجتماعی و دینی مون برسیم.