یکشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1394
یک اخلاق غیر اسلامی از بچه های حزب الهی

کارگروهی

یک کار گروهی ارزشی

یک کار گروهی ارزشی با افراد مذهبی


اولین صحبت ها  وکنایه ها به دوستان بالادستی تر، در مورد منافع، چرا باید منه بچه مسلمون حزب اللهی در یک کاری گروهی مذهبی و ارزشی اولین چیزی که میبینم منفعتی باشه که به من میرسه و به دیگری میرسه؟ اینکه چرا من اینقدر زحمت بکشم و ظاهرا فلانی سودشو بکنه؟ دست مزد فلانی چقدره و من چقدر؟


هیچ موقه تا الان در کارهای گروهی مذهبی که درآمد هم در اون بوده، نگران دستمزد خودم نبودم، مقایسه نکردم چرا فلانی اینقدر و من اینقدر؟ و همواره دقت کردم و سعی کردم عادل باشم که فلانی چه زحمتی میکشه و چه تخصصی داره و چه سختی هایی ...


برام خیلی عجیبه، برام اصلا قابل استدلال نیست، چرا مای بچه حزب اللهی ها اینقدر وقتی بحث مالی در کارها و منافع پیش میاد، خودمون و دوستی و اعتقادات و مسلک مون رو فراموش میکنم، مگه منو و تو برادر نیستیم؟ مگر پیشرفت این کار مذهبی باعث رضایت خدا نمیشه و به نفع همه مون نیست، مگر غیر از اینه که برادر خیر برادرش رو میخواد و منغعت رسیدن به یک نفر برای همه ست و موفقیت کار به نفع هرنفر.


بچه مسلمون بودن، بچه حزب اللهی بودن ، واقعا سخته، دوتا اسم نیستند، دوتا وزنه سنگین هستند که نمیشه به راحتی همراه خودمون یدک بکشیم؛ مسلمون بودن و حزب الهی بودن...


جدا که سخته...