شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1388
انتخابات، من و کشورم، آنچه می آموزم ...

انتخابات ۸۸ درس‌های زیادی داشت. فهمیدم که اعتقادات آدم‌ها بر اساس منافعشون به راحتی عوض میشه. کسی که تا دیروز دم از قانون و احترام به اون می زد، کسی که دم از خط امام می زد، راه رو گم کرد و کلی انسان نه شاید متفکر و متعقل یا کسایی که هدفی غیر از اهداف بیان شده ی قبلی ش رو داشتند شد.


این‌جاست که این دعا کارساز می‌شود: خداوندا عاقبت ما را ختم به خیر کن. کسی که عمری دم از ولایت فقیه می‌زد حال مخالف او شده و ما که ایشان را تا این حد قبول نداشتیم به اصطلاح ولایتی شدیم. سخنان رهبر امروز نماز جمعه آب پاکی بود روی دست منافقین و قانون‌شکنانی که دم از دموکراسی و مردم سالاری می زنند.


این طرف ماجرا خودم و چند تن از دوستانم هستند که بعد این قضایا و نمایان شدن قدرت رهبری که وجودشان در جامعه ما کاملا ضروری است، ارادتمان به ولایت فقیه بیشتر شد. متوجه شدیم که در نبود ایشان صد بار کودتا و انقلاب شده بود و نظام از دست رفته بود و این رجال سیاسی با زور خود و راهپیمایی و به رخ کشیدن قدرت و نفوذ خویش در کشور خود را در راس ریاست قرار می‌دادند. اگر رهبر نبود اتحاد نبود، اگر رهبر نبود این مردم قانون نمی‌شناختند.


ادامه دارد و پایان ندارد ....

با تخلیص و تغییر از زرستان.